شنبه 16 ارديبهشت 1391

باز از پشت پرچین تنهایی
خیره شدم
آراو وصبور
وشوق پریدن
درسرانگشتانم
بیتابانه
هراسی در من شکل گرفت
سر فروبردم در دستانم
لمس رهایی
با هیچ واژه ای
معنا نمی شود
آغوش امن عشق
تا همیشه
برای توست
نظرات شما عزیزان:

نويسنده : امير جون
